تبليغاتX
فریاد آتش

فریاد آتش
نشریه تخصصی حقوق زنان
 

ناباروري سومين عاملي است كه ممكن است كيان يك خانواده ايراني را به خطر بيندازد و بعد از اعتياد ومشكلات جنسي آنها را به سمت طلاق بكشاند. اما علم اين روزها آنقدر پيشرفت‌ كرده تا راهي را براي جلوگيري از پاشيده شدن يك َآشيانه جلوي پاي زوج‌هاي نابارور بگذارد. راهي كه متخصصان از آن به عنوان آخرين راه ياد مي‌كنند؛ رحم‌هاي اجاره اي. رحم‌‌هاي اجاره‌اي امروز نه تنها در خانواده‌هاي ايراني؛ كه در بسياري از كشور‌هاي دنيا راهي است براي بچه دار شدن خانواده‌هايي كه رحم مادر خانواده به دلايل مختلف نمي‌تواند در ۹ ماه بارداري ميزبان كودك خود باشد. اما عدم شفاف‌سازي اين روش و فرهنگ‌سازي مناسب باعث شده تا دوباره پاي دلال‌ها و واسطه‌ها به مسئله باز شود و بازار سياهي در كنار اين اتفاق خوشايند به‌وجود‌آيد. بازاري كه امروز در خفا رحم اجاره‌اي را بين ۲ تا ۹ ميليون به فروش مي‌رساند البته وقتي پاي متقاضي خارجي از كشورهاي ديگر به ميان مي‌آيد واسطه قيمت را به ۲۵ ميليون هم مي‌كشاند. از سوي ديگر نبود قانون مشخص و نظارت كافي باعث شده تا اين مسئله خود به مشكلات ديگري در زندگي زوجين منجر شود.

ساعت شني!

شايد يكي از جدي‌ترين برنامه‌هاي ساخته شده درباره مادران حامل(رحم‌هاي اجاره اي) سريال«ساعت شني» بود كه نگاه آسيب‌شناسانه‌اي به مسئله داشت و تا حدود‌ زيادي توانست كه ذهن جامعه را با اين روش تازه آشنا كند. رحم اجاره‌اي در ساير كشور‌ها خيلي زود جاي خود را بازكرد. سايت‌هاي زيادي اخباري از رحم اجاره‌اي و حتي استفاده از رحم خواهر، مادر يا مادربزرگ به عنوان رحم اجاره‌اي را بازتاب مي‌دهند. به گفته «مجيد ابهري» آسيب‌شناس، مطالعه آمارهاي سالانه در كشور نشان مي‌دهد كه هر سال ۱۰۰ هزار نفر به جمعيت نابارور ايراني اضافه مي‌شود و سازمان بهداشت‌جهاني سهم نازايي در ايران را در ميان جمعيت بارور ۱۲ درصد اعلام كرده است. به گفته او براساس اين دو آمار ناباروري در ليست آمارهاي طلاق در كشور ما جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده و مي‌توان گفت سومين دليل طلاق در ايران بعداز اعتياد و مشكلات جنسي و عدم تفاهم است. به گفته ابهري براي درمان ناباروري امروز روش‌هايي انتخاب مي‌شود كه خالي از ابعاد رواني واجتماعي نيست. گذشته از رحم اجاره‌اي در ميان زوج‌هاي ايراني، معمولا جراحي لقاح انجام مي‌شود كه به AZF معروف است. احتمال بچه‌دار شدن در اين روش ۲۰ تا ۳۰ درصد است كه هزينه بسيار سنگيني دارد اما باز هم از سوي خانواده‌هاي ايراني آزمايش مي‌شود. البته مجيد ابهري استفاده از «رحم اجار ه اي» را آخرين راه حل براي گره گشايي از مشكل ناباروري مي‌داند. يك طرف اين ماجرا به گشودن گره از زندگي زن و شوهري منجر مي‌شود كه سال هاست در حسرت پدر و مادر شدن مانده‌اند و در سمت ديگر‌ فقر پاي زني ديگر‌ را به ماجرا باز مي‌كند كه براي برطرف كردن نياز مالي قبول مي‌كند جنين زن و شوهر ديگري را در رحم خود پرورش دهد. اين مسئله به گره‌گشايي مشكلات بسياري از خانواده‌ها منجر شده‌است. هرچند به يك كار تجاري تبديل شده تا بخشي از زنان كه عمدتا نيازمند و فقير هستند از اين روش براي تامين مخارج زندگي خود و فرزندانشان بهره مي‌گيرند.

انعقاد قرارداد!

به گفته ابهري ميان زوجين كه از رحم اجاره‌اي استفاده مي‌كنند و زناني كه رحم خود را اجازه مي‌دهند قراردادي بسته مي‌شود كه در اين قرارداد يك نفر به عنوان داور معرفي مي‌شود. اين داور كسي است كه معمولا وظيفه معرفي مادر اجاره‌اي را به عهده دارد. اما گاهي مشكلات احساسي وعاطفي به ماجراهايي در اين ميان منجر مي‌شود. به اعتقاد ابهري از نگاه رفتا‌رشناسي مادران اجاره‌اي هر چقدر به اين كار به عنوان يك شغل و وظيفه نگاه كنند باز هم ازنظر رواني و رفتاري درگير آن مي‌شوند و چرا در حقيقت پروراندن يك جنين در شكم گذشته از ارتباط خوني با آن در طول ۹ ماه از نظر عاطفي نيز ارتباط برقرار مي‌شود. اختلاف نظرهاي بسياري بين علما و كارشناسان درباره تعلق فرزند به مادر نابارور و مادر حامل وجود دارد كه همين مسئله ممكن است به مانعي تبديل شود. به گفته ابهري درگيري فكري مادر اجاره‌اي در بسياري از اوقات با تولد فرزند تمام نمي‌شود و در پاره‌اي مواقع اين ارتباط آنقدر عميق مي‌شود كه باعث فرار مادر حامل همراه فرزند نوزاد و يا انكار وي و به قول معروف «دبه كردن» او مي‌رسد چرا كه مادرحامل احساس مي‌كند‌ از وجودش سوءاستفاده شده و هرچند درقبال اين كار پول گرفته اما خلأ عاطفي ناشي از قرار دادن بخشي از جسم هميشه او را آزار خواهد داد. به گفته ابهري اجاره ۹ ماهه رحم بستگي به نياز مادر از ۲ميليون آغاز مي‌شود و تا ۹ ميليون در نوسان است كه صد البته بستگي به مهارت واسطه دارد كه در اين ميان پورسانت يا كميسيون نيز نصيب او مي‌شود.

باجگيري!

ابهري اعتقاد دارد كه بايد سازماني مسئوليت اصلي اين ماجرا را در يك بيمارستان به عهده بگيرد. به اعتقاد ابهري سازمان بهزيستي مي‌تواند يك انتخاب خوب باشد. او اعتقاد دارد وقتي اين موضوع در قالب قانون صورت گيرد جلوي سوءاستفاده‌هاي بعدي گرفته مي‌شود. علاوه بر اينكه قانون هنوز وضعيت مادر حامل و مادرنابارور را مشخص نكرده است همين مسئله باعث شده تا پيامدهاي بعد گريبانگير زوج نابارور شود.‌برخلاف جوامع ديگر كه حتي ممكن است مادر حامل را از اعضاي فاميل يا خانواده انتخاب كنند اما اين مسئله از سوي بسياري از خانواده‌هاي ايراني كتمان مي‌شود. زوج نابارور حتي ممكن است به مسافرت‌هاي طولاني بروند و پس تولد بچه به شهر خود برگردند. به گفته ابهري در برخي موارد بعضي از مادران حامل بعد از زايمان با تهديد خانواده نابارور به افشاي موضوع براي فاميل آنها و چگونگي بچه دار شدنشان‌، اقدام به باجگيري مي‌كنند. او اعتقاد دارد اگر يك نهاد به طور قانونمند اين موضوع را هدايت و اجرا كند‌از عوارض و عواقبت سوء آنها جلوگيري مي‌شود.


دلال‌ها در كمين!

ابهري از وجود گروهي دلال در جنوب شهر خبر مي‌دهد كه بيشتر به دنبال شناسايي زنان بيوه هستند. بيوه‌هايي كه فقير هستند اما اعتياد ندارند. به گفته او در اين پروسه آزمايش‌هاي اعتياد، ايدز و... از اين زنان گرفته مي‌شود. هرچند آزمايش‌هاي اعتياد از مادران حامل گرفته مي‌شود اما به گفته ابهري برخي ازاعتيادها مثل اعتياد به شيشه نشان نمي‌دهد. همچنين او انجام تست افسردگي و پرخاشگري را براي مادر حامل ‌ لازم مي‌داند. به گفته ابهري هرچند ۶۰ درصد خصوصيات فرزندان به ژن برمي گردد اما به دليل تغذيه از خون مادر خصوصيات هم از مادر حامل به فرزند انتقال مي‌يابد بنابراين توجه به شرايط روحي مادر بسيار مهم است. مسئله‌اي كه فقر حتما روي آن تاثير مي‌گذارد. او به زوج‌هاي نابارور توصيه مي‌كند كه اگر پاي واسطه‌‌ هم به ميان مي‌آيد حتما معتبر باشد.

مادران حامل، مد روز!

مشكلات قانوني زيادي پيش‌روي مادران حامل وزوج‌هاي نابارور وجود دارد اما مسئله ديگري هم برخي از جامعه شناسان را آزار مي‌دهد. پديده‌اي كه بسياري از پژوهشگران اعتقاد دارند ارتباط مستقیمی با طبقه تن آسا‌ن و طبقات مرفه جامعه دارد. در واقع، کسی که پول دارد و از سوی دیگر می خواهد اندام خود را متوازن نگه دارد، ترجیح می‌دهد تا زیان های جسمی دوران بارداری و همچنین درد و عوارض زایمان را از خود دور کرده‌ و در عوض لذت داشتن فرزند را بدون عوارض یاد شده تجربه کند. لذا زنی که متعلق به طبقه تن آسان باشد، ترجیح می دهد تا با خرج مبلغی از ثروت خود، علاوه بر دوری از عوارض یاد شده و لذت داشتن فرزند، به نوعی طبقه اجتماعی خود را نیز به رخ دیگران بکشاند. لذا در نزد دیگران، زنی که فرزندش را برایش به دنیا می آورند، زنی است که علاوه بر تعلق به طبقه ای خاص، دارای فرهنگی خاص و همچنین ذائقه ای خاص است و لذا تفاوت عمده ای با سایر طبقات جامعه دارد. از این رو، زنان دیگر نیز در پروسه مدگرایی و تبلیغ، سعی در فراگیری این امر نموده و در این صورت، این امر به شدت در جامعه رواج خواهد یافت. این رواج‌ همانا تحت تاثیر الگو گیری بوده و تبدیل به سرلوحه آبرومندی زنان جامعه خواهد شد. در این پروسه، کارکرد آشکار رحم اجاره ای (که همانا کمک گرفتن از فردی دیگر در صورت داشتن بیماری های خاص، برای به‌دنیا آوردن فرزند، نظیر نازایی و...) به حاشیه رانده شده و کارکرد پنهان (که همانا سبک و الگوی مصرف و تعلق طبقاتی است) به متن می آید.هرچند ابهري مي‌گويد كه قانون بايد نازا بودن زنان را براي گرفتن مادر حامل مشخص كند اما واقعيت ماجرا اين است كه قانون آنطور كه بايد در صحنه حضور ندارد.بنابراين بعيد نيست داشتن مادر حامل درخانواده‌هاي مرفه به مد روز تبديل شود!

: مرتبه
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 18:4 ] [ ندا کاردان زیرک ]

«كبري رحمان‌پور» در 20 سالگيخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي

15 شهريور سال 78، جنايي‌نويسان مطبوعاتي ترجيح دادند به «كبري رحمان‌پور» ـ متهم به قتل مادر شوهرش ـ لقب «نوعروس 20 ساله» را بدهند؛ غافل از اينكه اين عنوان اعطايي به «كبري» يك عنوان تاريخ‌مصرف‌دار بود و امروز با گذشت 12 سال از اين حادثه، نه اثري از 20 سالگي «كبري» در چهره‌اش باقي مانده، نه جلوه‌اي از «نوعروس» بودن او.

به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «كبري رحمان‌پور» دختر خانواده‌اي فقير در شهر ري بود که با اعضاي خانواده‌اش در اتاقي کوچک زندگي مي‌کرد و برادر کوچکش هم معلول بود.

او پس از اخذ ديپلم در دانشگاه آزاد قبول شد ولي به علت فقر مالي امکان تحصيل پيدا نكرد و مانند بسياري از دختران هم‌طبقه خود روياي ازدواج براي رهايي از وضعيت بد اقتصادي را در سر پروراند.

اين شرايط براي «كبري» ادامه داشت تا اينكه يکي از نزديکانش که در خانه‌اي واقع در شمال تهران خدمتکار بود، به او پيشنهاد داد که در اختيار مردي ثروتمند قرار گيرد كه حدودا 60 سال سن دارد و با مادر پيرش زندگي مي‌کند.

«کبري» و خانواده در نهايت پذيرفتند و اين آغاز تبعات شوم تصميم «كبري» بود.

او در حالي که 20 ساله بود، بدون هيچ قرارداد و توافقي وارد خانه شوهر 60 ساله‌اش در شمال تهران شد و به خيال خود به عنوان عروس خانواده زندگي‌اش را آغاز كرد.

مادر اين پيرمرد، همواره به «كبري» گوشزد مي‌كرد که «تو در اينجا يك کلفت هستي، نه بيشتر» و اين تحقيرها بيشتر و بيشتر شد تا اينکه پس از چند ماه، داماد 60 ساله به درخواست مادر يا به اراده خودش تصميم گرفت کبري را اخراج کند.

به همين دليل، عصر يك روز تابستاني او را سوار خودرو كرد و تا زير پل سيدخندان برد. سپس «كبري» را از خودرو پياده کرد و 20 هزار تومان به عنوان هزينه خدماتش يا هر چيز ديگر به او پرداخت و اين پايان زندگي مشترك چند ماهه نوعروس داستان ما بود.

«كبري» مدتي را سرگردان ماند؛ نه راه پيش داشت كه به خانه پيرمرد برود و نه راه پس زيرا خانه پدري همانجايي بود كه او براي رهايي از تنگناهايش به اين مخمصه افتاده بود. خبري هم از آينده خوب نبود، به‌ويژه آنکه دوشيزه به منزل شوهر رفته بود و حالا شرايطش فرق مي‌كرد.

اول راحت‌ترين راه به ذهنش رسيد؛ خودکشي! بعد پشيمان شد و به طرف خانه پيرمرد برگشت تا به قول خودش به دست و پايشان بيفتد و از همسر و مادرشوهرش بخواهد که او را بيرون نکنند. وقتي به خانه رسيد، پيرزن تنها بود. در اولين برخورد با رفتار تند مادرشوهر مواجه شد و تنش‌ها بالا گرفت.

خودش به ياد نمي‌آورد كه چگونه چاقوي ميوه‌خوري را از دست پيرزن گرفت و با وارد آوردن بيش از 20 ضربه پي در پي بر بدن مادر شوهر، تمام روزهاي سياه پيش و پس از ازدواج را سياه‌تر كرد.

وقتي به خود آمد، فقط توانست به خانه پدري برود و بخوابد اما پس از چند ساعت پليس سر رسيد، او را دستگير كرد، به دادسرا رفت، اعتراف كرد و داستان زندگي‌اش نقل محافل رسانه‌اي و دانشگاهي و حقوق بشري و ... شد.

وقتي رسانه‌ها با يافتن سوژه‌هاي خبري جديد شروع به پرورش تازه‌هايشان كردند، «كبري رحمان‌پور» فراموش شد. همانگونه كه «شهلا جاهد» و «دل‌آرا دارابي» و ... فراموش شدند و تنها خبر اعدامشان به گوش اهالي شهر رسيد.

امروز 12 سال و چند ماه و چند روز از زمان وقوع حادثه مي‌گذرد. «كبري» چند بار تا پاي چوبه دار رفت اما بازگشت. اين «نو عروس» بارها تا حجله مرگ بدرقه شد اما دست قضا يا دستگاه قضا نخواست كه تكليف زندگي او روشن شود.

پيگيري‌ها همچنان درباره پرونده او ادامه داشت تا اينكه آيت‌الله هاشمي شاهرودي ـ رييس وقت قوه قضاييه ـ تابستان سال 86 با ارسال نامه‌اي به دادسراي امور جنايي تهران، خواستار اقدام به صلح و سازش در پرونده‌ كبري رحمانپور شد.

در اين نامه به خط آيت‌الله آمده بود: «باز هم مصلحت در صلح و سازش است. تلاش شود با صلح و سازش خاتمه پيدا كند.»

عصمت‌الله جابري ـ داديار وقت اجراي احكام دادسراي امور جنايي پايتخت ـ حدود 4 سال قبل به خبرنگاران گفت كه رحمانپور با ابراز ندامت و پشيماني تقاضاي بخشش از اولياي دم را دارد.

عبدالصمد خرمشاهي ـ وكيل مدافع كبري رحمان‌پور ـ در مورد پرونده موكلش به ايسنا مي‌گويد: پس از سال‌ها به درازا كشيدن اين پرونده از اولياي دم خبري نيست و خانم رحمانپور هنوز بلاتكليف در زندان به سر مي‌برد.

وي با بيان اينكه پرونده كبري رحمانپور مراحل رسيدگي را طي كرده و حكم قصاص نيز قطعي شده است، اظهار مي‌كند: آراي اين پرونده در گذشته بارها نقض شده و پرونده در مرحله‌اي نيست كه امكان رسيدگي به آن باشد؛ منتها بحثي كه وجود دارد اين است كه خانم رحمان‌پور سال‌هاست در زندان بلاتكليف است و اولياي دم هم ظاهرا در خارج از كشور هستند و قضيه را رها كرده و پيگيري هم نمي‌كنند.

خرمشاهي اضافه مي‌كند: شايد بتوانيم به نحوي از بخشنامه رييس وقت قوه قضاييه استفاده كنيم كه بر اساس آن تعداد سال مشخصي پيش‌بيني شده كه اگر كسي در زندان بلاتكليف بود و اولياي دم نه رضايت دادند و نه تقاضاي اجراي حكم را داشتند، فرد با وثيقه از زندان آزاد شود.

وكيل مدافع رحمانپور يادآور مي‌شود: ساليان سال اين پرونده به درازا كشيد و تقريبا در سال 82 بود كه در واحد اجراي احكام مسائلي اتفاق افتاد كه اجراي حكم مقدور نشد. از آن تاريخ به بعد، اجراي حكم بنا به دلايل مختلفي به تاخير افتاد و مردم هم از اولياي دم تقاضاي بخشش داشتند و حتي رييس وقت قوه قضاييه دستور دادند پرونده به شوراي حل اختلاف ارجاع داده شود تا امكان سازش وجود داشته باشد ولي متاسفانه در آنجا رضايت اولياي دم جلب نشد. در حال حاضر هم كه خبري از آنها نيست و خانم رحمان‌پور بلاتكليف است.

وي مي‌افزايد: ‌دنبال اين قضيه هستيم كه از چه طريقي مي‌توانيم درخواست آزادي موكلم را ارائه دهيم چون قبلا مدتي كه تعيين شده بود پنج سال بود و ظاهرا اين مدت به 10 سال افزايش يافته است ولي در اين صورت باز هم موكلم مشمول اين بخشنامه مي‌شود كه براساس آن با وثيقه آزاد شود. ضمن اينكه اگر اولياي دم ديه را مطالبه كنند، بررسي كرديم و ديديم مردم حاضرند ديه را تامين كنند.

حالا بايد منتظر بود و ديد كه آيا سرنوشتي مانند پايان زندگي «شهلا» در انتظار «كبري» خواهد بود يا روزهاي تازه و متفاوتي براي «نوعروس 20 ساله» ديروز و «كبرا»ي 32 ساله امروز رقم خواهد خورد.

: مرتبه
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 17:57 ] [ ندا کاردان زیرک ]
فرزانه نیكروح‌ متین

«مرد شیشه‌ای گلوی پدرش را برید»، «درخواست برادرزن برای كور كردن داماد خانواده»، «مرگ‌ مرموز نوعروس توسط همسرش»، «داماد كینه‌جو، پدرزنش را كشت» و... . این عناوین، تیترهای صفحات حوادث روزنامه‌ها در ماه‌های اخیر است كه همگی نشان از افزایش جرم و جنایت‌های خانوادگی دارد. هنوز چندی از دهه‌ 80 كه به دهه‌ قتل‌های خانوادگی نام‌گذاری شده، نگذشته است كه در 9 ماه اخیر سال جاری آمارها نشان از آن دارد كه یك‌سوم جرایم در كشور مربوط به جرم و جنایت‌های خانوادگی است كه 24 درصد آنها در كلان‌شهر تهران رخ داده است كه این زنگ هشداری برای مسوولان است كه تا پیش از همه‌گیر شدن این مساله برای آن چاره‌ای بیندیشند و آنچه در این زمینه مهم است، شناسایی علل وقوع این جرایم است و اینكه چه می‌شود كه فردی در كانون خانواده به خود اجازه دهد كه دستانش را به جرم و خون عزیزانش آغشته كند كه شاید بتوان با بررسی عوامل از وقوع این پدیده‌های خشونت‌زا، پیشگیری كرد. پلیس آگاهی، علل را در مسایل و رفتارهای غیراخلاقی، اختلافات مالی و اختلافات جزیی می‌داند و بسیاری از روان‌شناسان از واژه‌هایی چون غیرتی بودن، دفاع از آبروی خانواده، فقر و عدم سلامت روان استفاده می‌کنند و برخی آسیب‌شناسان افزایش جرایم را ناشی از ضعف‌های قانونی، توقعات نامعقول اعضای خانواده، مشكلات روحی و روانی می‌پندارد.
در زمینه افزایش و ارتكاب جرم و جنایت‌های خانوادگی با احمد فتحی، وكیل مبرز دادگستری و نویسنده كتاب‌های چندجلدی «فن دفاع»، «نرخ عدالت» و «جدال من و پاسبان»، گفت‌وگو كرده‌ایم تا ریشه‌های اصلی این جرایم را از دید وی مورد بررسی قرار دهیم كه مشروح آن در ذیل می‌آید. احمد فتحی، وكیل پایه یك دادگستری در رابطه با افزایش جرم و جنایت مخصوصا قتل‌های خانوادگی كه متاسفانه در یكی، دو دهه‌ اخیر گریبانگیر جامعه ایران شده، عنوان كرد: «من نه از موضع وكیل بلكه از دید جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه معتقدم كه این جرایم علل و شرایط مختلفی را در برمی‌گیرد كه خلاصه‌ای از آنها را شرح می‌دهم.»
وی قبل از آنكه علل افزایش جرم و جنایت را مورد بررسی قرار دهد، در زمینه تعریف جرم اظهار داشت: «تعریف علمی جرم تخلیه انرژی در محیط نامناسب اجتماعی است مثل جریان محفل خانوادگی كه در اطراف اصفهان رخ داد و مجرمان از دیوار باغ بالا رفته و به ناموس جمع تجاوز كردند در حالی كه تخلیه انرژی در محیط مناسب اجتماعی را ما به نام شعف، شادی، شور و نشاط می‌شناسیم.»

علل افزایش جرم و جنایت و قتل‌های خانوادگی :

- صنعت و تجارت: در جامعه‌ای كه صنعت و تجارت رونق داشته باشد و درآمد به‌صورت عادلانه‌ای توزیع شود مسلما با كاهش میزان جرم و جنایت روبه‌رو هستیم و برهان خلف آن نیز باعث افزایش جرایم در سطح كلان می‌شود. برابری اقتصادی و كاهش فاصله طبقاتی نیز میزان جرم و جنایت را كاهش می‌دهد.

- عبادت و معنویت، فراغت و تفریح: هر جامعه‌ای همان‌طور كه مردمانش به عبادت و معنویت نیازمند هستند به فراغت و شادی هم احتیاج دارند. علت آنكه ما در كشورمان با طیف وسیعی از افرادی روبه‌رو هستیم كه به سمت شیشه، كراك و چیزهای عجیب و غریب و شكل سنتی آن كه تریاك است می‌روند، هیچ توجیه قابل‌قبولی نمی‌توان ارایه داد غیراز آنكه نمی‌توانند و قادر نیستند كه انرژی خود را در محیط‌های مناسب تخلیه كنند. اگر در جامعه‌ای امكانات مختلف برای همه طیف‌های مختلف وجود داشته باشد به تبع هزینه معادل مرگ و زندان را در پی نخواهیم داشت.

رابطه موسیقی و جنایت: من معتقدم اگر موسیقی ملی، بومی و حتی جهانی در یك جامعه مثل جامعه خودمان رشد داشته باشد به تبع جرم نیز كاهش می‌یابد كه البته به این مساله در مورد ادبیات داستانی، تئاتر و سینما در نوع عالی‌اش می‌توان اشاره كرد.

عدم تفكیك جنسیتی: جامعه متشكل از انسان‌ها، انسان‌هایی اعم از دختران،‌ پسران، زنان و مردان است كه اگر همه آنها در تمامی مراحل رشدشان از خانه و مهد گرفته تا دانشگاه در كنار هم رشد كنند و تفكیك جنسیتی مانع از روابط سالم آنها نشود می‌توان در جامعه با كاهش میزان جرم و جنایت مواجه شد.

رشد متوازن متاثر از نیازها و توانمندی‌های بومی: جامعه‌ای كه دارای رشد متوازن و متاثر از نیازها و توانمندی‌های بومی باشد به تبع میزان جرایم در آن كاهش می‌یابد. نبود توانمندی‌‌های بومی منجر به بحران می‌شود. ایران، جامعه‌ای است كه با مساله كم‌آبی روبه‌روست. مشابهش را ما در زاینده‌رود و دریاچه ارومیه داریم. می‌بینیم اگر نتوان به این مشكلات رسید و نیازهای بومی را پاسخ داد، نتیجه‌اش چه می‌شود؟ معضل بیكاری نیز ناشی از همین مورد است. شما در روزنامه‌های كشور همسایه از جمله تركیه نمی‌خوانید كه پدری، پس از آنكه از زندان آزاد شد، دخترش را با چاقو كشت.

حاشیه‌نشینی و هجوم از روستا به متن شهر: بحث حاشیه‌نشینی بحث جدیدی نیست، موضوعی است كه مدت‌ها جامعه‌های بزرگ شهری از جمله ایران را گریبانگیر خود كرده است. هجوم روستانشین‌ها به پایتخت و ورود به متن شهر، روزها پرداختن به شغل‌های سیاه و شب‌ها برگشتن به حاشیه از علل افزایش جرم و جنایت است چرا كه این دسته از افراد پیشینه زندگی شهری ندارند و از دهات‌های مختلف وارد متن زندگی شهری شده‌اند و این امر برایشان، تناقض ایجاد می‌كند كه علل این موضوع را می‌توان پدیده جنگ تحمیلی عراق دانست. تقابل زندگی روستایی و شهری و افزایش تمنیات اقتصادی، اجتماعی و جنسی روستاییان موجب ایجاد جرم و جنایت می‌شود.

پدیده چندهمسری: شاید پدیده ثروت‌های بادآورده و یك‌شبه ره صدساله را طی كردن، اصلی‌ترین علت پدیده جدید چندهمسری را ایجاد می‌كند كه باعث افزایش جرایم خانوادگی می‌شود. این را باید دانست در طبیعی‌ترین شرایط یك فرد نمی‌تواند تمنیات یك زن چه به لحاظ عاطفی و چه اقتصادی را پاسخ دهد آن وقت چه می‌شود؟ تیتر صفحات حوادث روزنامه‌ها پاسخگوی این سوال است. نوكیسگی همچنین باعث افزایش فاصله طبقاتی می‌شود.

سازمان قضایی: سازمان قضایی جامعه باید عالمانه، كارشناسانه و بی‌طرف عمل كند و نباید این مساله را فراموش كرد كه سازمان قضایی آخرین مرجع مردمی است كه دچار مشكلات شده‌‌ و به این دستگاه روی آورده‌اند و اگر این سازمان بتواند امیددهنده به مردم باشد به طور ناخودآگاه ما با كاهش جرم و جنایت روبه‌رو خواهیم شد و تبهكاران نیز قادر نخواهند بود كه سازمان قضایی را ملعبه و بازیچه دست خود قرار دهند.

كارگران جنسی: پدیده زنان خیابانی كه می‌توان گفت بیش از هر چیز ناشی از فاصله طبقاتی است، باعث شد كه جدیدا ما با معضلی به نام ساخت فیلم‌های مستهجن در خانه‌ها روبه‌رو شویم كه یا در بازار به فروش می‌رسد یا در موبایل‌ها در حال تكثیر و پخش است كه متاسفانه تعداد این پرونده‌ها زیاد شده و در همین یك ماه اخیر دو شاكی در این زمینه به ما مراجعه كرده و پرونده در حال رسیدگی است.

لایحه ممنوعیت سلاح‌های سرد
با توجه به قتل‌ها و جرم‌های صورت گرفته در دهه‌های اخیر، سلاح سرد رتبه اول را به خود اختصاص داده است تا آنجا كه 44 درصد از آلت قتاله شامل چاقو، خنجر و قمه بوده و به طور متوسط روزانه سلاح سرد جان سه نفر را می‌گیرد. این وكیل سرشناس در پاسخ به اینكه برای كاهش جرایم آیا تصویب لایحه ممنوعیت سلاح‌های سرد كارآمد است، گفت: «این لایحه و حتی تصویب آن موثر نیست بلكه باید زمینه‌های ارتكاب جرم و جنایت از بین برود نه اینكه صورت مساله پاك شود. البته من مخالف این لایحه نیستم اما آیا چوب و چماق كه جزو سلاح‌های سرد است را می‌توان از دسترس عموم خارج و ممنوع كرد، چه راه‌حلی برای پدری كه بچه هفت ماهه‌اش را با چماق می‌كشد می‌دهید؟ تا علل‌های اجتماعی از بین نرود، ما با كاهش جرایم روبه‌رو نخواهیم شد.»
افزایش یا كاهش جرم و جنایت‌ها در ماه مبارك رمضان و محرم‌الحرام در گذشته‌های نه چندان دور به دلیل باورهای دینی و مذهبی قوی مردم، جرم و جنایت در دو ماه رمضان و محرم به طور محسوسی كاهش پیدا می‌كرد، اما در سه هفته‌ اول محرم سال جاری ما شاهد پرونده‌های قتل مخصوصا قتل‌های خانوادگی بوده‌ایم. فتحی در باب این مساله عنوان كرد: «آمار و اطلاعات دقیقی در زمینه تعداد پرونده‌های جنایت‌آمیز در دست نیست و باید به سراغ دستگاه قضایی رفت و آمار را از آنها گرفت البته در این دو هفته اخیر نیز دو پرونده در زمینه قتل به دست ما رسیده كه در حال رسیدگی و پیگیری هستیم.»
: مرتبه
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 17:43 ] [ ندا کاردان زیرک ]

بررسی ها حاکی است: حدود چهل درصد کلیه کودکان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا نامشروع و خارج از عقود رسمی ازدواج متولد می شوند.

گزارش واحد مرکزی خبر حاکیست، به گزارش روزنامه “ولت” آلمان در اینترنت ، این آمار در مقایسه با بیست سال قبل، دو برابر شده است و در حال حاضر نام کشور استونی در صدر آمار تولدهای نامشروع اتحادیه اروپا قرار دارد.
این گزارش با اشاره به اینکه آمار زاد و ولدهای نامشروع در اروپا در مقایسه با گذشته تا به این حد زیاد و چمشگیر نبوده است، اضافه کرد: هم اکنون سهم این نوع تولدهای غیر رسمی در میان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا به رقم سی و هفت ممیز چهار دهم درصد رسیده است که در  مقایسه با با دو دهه گذشته، بیش از دو برابر رشد را نشان می دهد.
به استناد جدیدترین سالنامه اداره آمار اروپا موسوم به “یورو اِستات”، این رکورد بی سابقه در سال ۱۹۹۰ میلادی تنها هفده ممیز چهاردهم درصد بود.
ولت آلمان با یادآوری اینکه در سال ۲۰۰۹ میلادی تقریبا هر سه نوزاد متولد شده در آلمان، یک مادر ازدواج نکرده داشت، اضافه کرد: هم اکنون در کل منطقه جغرافیایی اتحادیه اروپا بالاترین سهم کودکان نامشروع به میزان پنجاه و نه و دو هم درصد، مربوط به کشور استونی است.
در آلمان از هر یکهزار شهروند، تنها کمتر از پنج درصد به ازدواج رسمی ابراز علاقمندی نشان می دهند که این رقم در قبرس، عضو دیگر اتحادیه اروپا با کمتر از هشت درصد برای یکهزار نفر، بالاترین سهم اعتقاد به ازدواج را در کل این اتحادیه به خود اختصاص داده است.

: مرتبه
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 17:39 ] [ ندا کاردان زیرک ]
یک هشدار جدی به مسوولان

سن زنان مطلقه در ایران به 16 سال کاهش یافت

خبرگزاری بین المللی زنان (وفا)‌ :‌
سن زنان مطلقه در کشور به 16 سال رسیده که هشداری برای دست اندرکاران امور فرهنگی و خانواده است .پیش از این، سن زنان مطلقه 18 سال بود.
سرپرست کمیته امداد امام خمینی گفت: سن زنان مطلقه در کشور به 16 سال رسیده که هشداری برای دست اندرکاران امور فرهنگی و خانواده است .
    
"حسین انواری" در همایش  صیانت از نهاد خانواده افزود: پیش از این، سن زنان مطلقه 18 سال بود.

وی با اشاره به راهکارهای مبارزه با افزایش طلاق در جامعه گفت: یکی از مشکلات جامعه این است که ضوابطی برای تعیین مهریه در ازدواج ها وجود ندارد .
سرپرست کمیته امداد امام خمینی تصریح کرد: افراد به هر اندازه می توانند مهریه درخواست کنند و در صورت رضایت طرفین، این میزان نیز در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق ثبت می شود .

وی افزود:  مهریه زیاد یکی از عوامل فروپاشی خانواده است و  این موضوع باید در احکام قضایی و قوانین، اصلاح شود .


آمار ازدواج و طلاق سازمان ثبت احوال کشور


 بر اساس آمار سازمان ثبت احوال کشور هزار و 331 ازدواج در شش ماهه نخست امسال در سازمان ثبت احوال کشور به ثبت رسید که در مقایسه با زمان مشابه پارسال دو درصد کاهش داشته است .

در شش ماهه نخست امسال بیشترین ازدواج ثبت شده مردان در گروه سنی 20-24 ساله با رقم 186 هزار و 696 نفر و بیشترین ازدواج ثبت شده زنان هم در گروه سنی 20-24 سال با رقم 165 هزار و 23 نفر بوده است .

همچنین در شش ماهه نخست امسال  692 هزار و یک طلاق به ثبت رسیده که از این تعداد،  585 هزار و 48  طلاق در شهرها و 106 هزار و 53  طلاق در روستاها رخ داده است .

طلاق زوج ها در شش ماهه نخست امسال در مقایسه با زمان مشابه پارسال، چهار و نیم درصد افزایش داشته است.

در این مدت بیشترین طلاق ثبت شده مردان و زنان در گروه سنی 25 تا 29  ساله بوده است .


کدخبر‌: 9010213221


: مرتبه
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 17:37 ] [ ندا کاردان زیرک ]
متن کامل قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب

متن کامل قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب که در 13 دی 1384 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید به شرح زیر می باشد:

مقدمه:

«حجاب» از ارزنده‌ترین نمودهای فرهنگی، اجتماعی در تمدن ایرانی - اسلامی است که پیشینه آن به قبل از ورود اسلام می‌رسد، اما در فرهنگ اسلامی به اوج تعالی و منتهای ارزش و اعتبار خود می‌رسد.

حجاب و عفاف پدیده مذهبی - ارزشی مهمی در تعالیم اسلامی است و توجه به زمینه‌های فرهنگی - اجتماعی به عنوان بستر آن بسیار شایسته و لازم استد و اشاعه و تعمیق آن نیازمند آموزش‌های بنیادین و مداوم در خانواده، مدرسه، دانشگاه و اجتماع است.

بدیهی است که در کنار شرایط مساعد اجتماعی برای ارزش تلقی کردن و الگوپذیری این فرهنگ، نیازمند درونی و نهادینه شدن آن در وجود افراد است بدون شک رسیدن به این هدف نیازمند مشارکت و توجه جدی همه نهادها و دستگاه‌ها به صورت مستمر و هدفمند است.

سیاست‌ها و راهکارها
1- در اولویت قرار دادن موضوع حجاب و عفاف در برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی کشور برای مقابله با روند فزاینده بدحجابی.
2- ابلاغ روش‌های اجرایی و تعیین ضوابط و هنجارهای روشن در مورد نوع لباس و پوشش افراد در بخش‌های رسمی و اداری کشور.
3- نظارت بر رعایت حریم حجاب و عفاف در سازمان‌های دولتی و عمومی و نظارت و تأکید بر ضرورت رعایت سادگی و پوشش و فرم‌های اسلامی و حضور ساده و بی‌آرایش در محیط کار به دلیل تأثیر منفی بر مراجعان.
4- تعریف استانداردهای فرهنگی مناسب برای ترویج فرهنگ عفاف منطبق با فرهنگ دینی و ملی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای ترویج الگوهای مناسب پوشش اسلامی توسط نهادهای الگو ده.
5- ایجاد مراکز و مؤسسات متعدد با هدف الگوسازی، ارائه مدل‌های مناسب و متنوع و ایجاد رقابت سالم در زمینه بین افراد.
6- وضع قوانین و مقررات لازم برای اصلاح وضعیت پوشش در جامعه.
7- گسترش و تقویت مراجع قانونی برای ترویج پوشش اسلامی در جامعه.
8- اصالت بخشی به فرهنگ عفاف از طریق محصولات متنوع فرهنگی، هنری متناسب.
9- رعایت حجاب و حفظ شئون اسلامی از سوی مدیران، مسئولان حکومتی و خانواده‌های آنان و تدوین شاخص‌هایی در این زمینه برای گزینش مدیران.
10- رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید،‌ توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی.
11- پیگیری نحوه اجرای طرح گسترش فرهنگ عفاف به صورت مستمر در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان‌ها و ارائه گزارش‌های منظم به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (رئیس کمیته).
12- ارزیابی دقیق از اجرای طرح‌ها توسط دستگاه‌های فرهنگی، انتظامی و قضایی برای مقابله با مظاهر بدحجابی و یافتن راهکارهای مناسب توسط کمیته توسعه و ترویج فرهنگ عفاف.
13- نظارت و ارزیابی عملکرد رسانه‌ها - خصوصاً صدا و سیما - در ارتباط با الگوهای تبلیغی آنها و تأثیر آن در جامعه.
14- احیاء سنت حسنه «امر به معروف و نهی از منکر» درمورد حجاب و عفاف.
15- فراهم کردن زمینه‌های لازم برای تهیه کتب، نشریات و تولیدات علمی - فرهنگی به منظور ترویج فرهنگ عفاف و پاسخگویی به شبهات موجود در مورد آن.
16- انجام سیاست‌های تشویقی درباره مدیران و کارگزارانی که در محیط کار خود اصول عفاف و پوشش اسلامی را رعایت می‌کنند.


ادامه مطلب
: مرتبه
[ چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ] [ 13:28 ] [ ندا کاردان زیرک ]

نفقه در لغت به معنای آنچه انفاق كنند و یاصرف خرج معیشت عیال و اولاد نماینده هزینه زندگی عیال و اولاد . به بیان دیگر رفع نیازهای مالی زن و هزینه گذران زندگی خانواده(خرجی) را نفقه گویند . در  اصطلاح حقوقی و تعریفی كه قانون مدنی اصلاحی سال 1381 در ماده 1107 ، از نفقه نموده است ؛[نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی وبهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض] و با توجه به ماده 1106 قانون مدنی كه اشعار می دارد ؛[در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است .] این مطلب آشكار می گردد كه شرع و قانونگذار بدون توجه به استقلال یا عدم استقلال مالی زن وظیفه تأمین مخارج زندگی را به عهده مرد گذاشته است بنابراین گرچه زن ثروتمند باشد و یا شاغل ، رافع مسئولیت مرد در تأمین نفقه نیست .

نكته قابل ذكر آن است كه در موارد نفقه ، رجوع به عرف رایج نقش تعیین كننده دارد كه این نظر با نظریه صاحب جواهر(از فقهای بنام) همخوانی دارد جایی كه بعد از انتقاداز كسانی كه نفقه را منحصر به اشیاء معینی دانسته و مخصوصاً هزینه دارو ،  عطر ، سرمه و حمام را استثناء كرده اند ، رجوع به عرف را برای تعیین محتوای نفقه مرجح می داند و توضیح می دهد كه اگر مبنای نفقه احتیاج زن باشد ، استثناء دارو و سایر اشیاء مذكور وجاهت ندارد .

دراین نوشتار ، پس از بیان مطالبی در خصوص نفقه ( بامحوریت نفقه زن ) به بررسی نحوه اقامه دعوی كیفری و حقوقی در محاكم قضایی به منظور مطالبه نفقه می پردازیم . و در آخر نمونه هایی از برگ دادخواست و اظهارنامه و شكواییه را جهت آشنایی با تنظیم آنها در بخش ضمائم ارائه می دهیم .

مبحث اول مطالبی پیرامون نفقه و قوامین مرتبط با آن :

یكم اقسام نفقه :

دركتاب ترمینولوژی حقوق سه قسم نفقه مشخص شده است :

1-    نفقه زوجه

2-    نفقه اقارب(خویشاوندان نسبی مثل فرزند ، نوه و پدر و مادر )

3-    نفقه زندانی

دراین نوشته پیرامون نفقه همسر به عنوان محور بحث و نفقه اقارب به عنوان بحثی فرعی بحث می گردد و در خصوص نفقه زندانی سخنی به میان نخواهد آمد .

دوم طرح یك سؤال :

آیا زن آنچه را كه شوهر به عنوان نفقه به او می دهد مالك می شود یا فقط اجازه استفاده از نفقه به زن داده شده است ؟

درپاسخ بایستی در محتوای نفقه تفكیك قائل شد و چنین بیان كرد :

-         برای تشخیص طبیعت حق زن بر نفقه باید به اراده شوهر و عرف و عادت كه مفسر اراده است رجوع شود .

-         اگر مورد نفقه از اموال مصرف شدنی باشد (مثل خوراكی ها و عطر و صابون)زن را میتوان مالك آن تلقی كرد .

-      اگر مورد نفقه از اموال غیر مصرفی باشد مثل مسكن واثاث البیت كه با بهره مندی از آنها ، عین نابود نمی شود . زن فقط از آنها منتفع می شود و مالكیتی بر آنها ندارد .

-      اگر مورد نفقه از اموال غیرمصرفی مثل ، لباس وكفش باشد ، زن بر آنها مالكیت دارد ولی نمی تواند به طور غیر متعارف و به زیان شوهر در آنها تصرف نماید . مثل  اینكه جامه نویی را به دیگری ببخشد و یا پاره كند زیرا دراینصورت سوء استفاده از حق تلقی شده ك ممنوع و موجب مسئولیت مدنی زن می شود .

سوم -  مقایسه ای بین نفقه همسر و نفقه اقارب :

در كلیات نفقه همسر را بنا بر تعریف قانون مدنی بیان كردیم . نفقه اقارب حسب تعریف عبارتست از ؛ [مسكن واثاث خانه و خوراك و پوشاك بقدررفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت انفاق كننده .] در اینجا بین این دو نفقه مقایسه صورت گرفته است .

-         نفقه زن حسب ماده 1203 قانون مدنی مقدم بر نفقه اقارب است .

-      حسب ماده 1206 قانون مدنی زن می تواند نفقه معوقه (زمان گذشته )خود را مطالبه كند وبرای وصول آن در دادگاه دعوی نماید ولی خویشاوندان نسبی فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند .

-      نفقه زن مشروط به فقر و یا تمكن مرد نیست . زن ، اگر چه ثروتمند یا شاغل باشد می تواند از شوهر نفقه بخواهد . در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه حسب ماده 1129 قانون مدنی ، زن حق خواهد داشت كه از دادگاه تقاضای طلاق نماید . بند 2 ماده 8 قانون حمایت خانواده اشعار می دارد ،[استنكاف شوهر از دادن نفقه زن وعدم امكان الزام او به تادیه نفقه همچنین در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نكند و اجبار او به ایفاء هم ممكن نباشد ] زن از محضر دادگاه می تواند تقاضای صدور گواهی عدم سازش نماید . اما در نفقه اقارب حسب مواد 1197 و 1198 قانون مدنی فقر یك طرف و تمكن طرف دیگر شرط تحقق وجوب نفقه است .


ادامه مطلب
: مرتبه
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 11:7 ] [ ندا کاردان زیرک ]

شبیه باد همیشه غریب و بی وطن است
چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است
کتاب قصه پر از شرح بی وفایی اوست
اگرچه او همه ی عمر فکر ما شدن است
چه فرق می کند عذرا و لیلی و شیرین؟
که او حکایت یک روح در هزار تَن است
قرار نیست معمای ساده ای باشد:
کمی شبیه شما و کمی شبیه من است
کسی که کار جهان لنگ می زند بی او
فرشته نیست، پری نیست، حور نیست؛

                                                      زن  است



                                                                                مژگان عباسلو

: مرتبه
[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 23:9 ] [ ندا کاردان زیرک ]

مقدمه:

  معضلات اجتماعي در هر جامعه اي وجود دارد، و بر اساس نوع فرهنگ حاكم در هر جامعه بعضي معضلات و آسيب هاي اجتماعي بيشتر خود را نشان مي دهد. در كشور ما هم به دليل بافت فرهنگ مذهبي برخي معضلات اجتماعي حتي اگر در حد كمي وجود داشته باشد خود نمايي مي كند.يكي از اين معضلات زنان خياباني است كه هيچ سنخيتي با فرهنگ ايراني-اسلامي مردم ما ندارد لذا بروز اين معضل حتي در حد محدود براي آحاد جامعه قابل قبول نيست و وجهه زننده و نامناسبي را از جامعه به نمايش مي گذارد كه بر طرف كردن آن را ضروري مي سازد.به دليل اينكه حل بسياري از مسائل و مشكلات جامعه از طريق نهادها و سازمان هاي مرتبط صورت مي گيرد هر كس نمي تواند در اين خصوص راهكار ارائه دهد.مهمترين اصل در بررسي معضلات و آسيب هاي اجتماعي ريشه يابي آن در اقشار مختلف اجتماع است. در گذشته بيشتر مشكلات اجتماعي به وسيله مراكز خيريه و انجمن هاي مردمي حل مي شد ولي امروزه مسئوليت اين امر بر دوش بهزيستي و سازمان هاي ذيربط نهاده شده است. علاج قبل از واقعه بهترين راه حل براي مبارزه با آسيب هاي اجتماعي مخصوصا پديده زشت زنان خياباني در جامعه است و اين روش بايد سرلوحه بررسي معضلات اجتماعي باشد.

عوامل متعدد و متنوع

گرايش زنان خياباني به رفتارهاي ناهنجار اجتماعي در جامعه داراي دلايل مختلفي است.عده اي از اين افراد به دنبال عادت زشت، هوس راني و بي بندوباري به اين اقدام دست مي زنند، انگيزه بخشي از اين افراد هم مشكلات اقتصادي و عده اي ديگر عدم تعادلات روحي و رواني است.برخي از زنان خياباني خود را در مقام مقايسه با افراد متمكن جامعه قرار مي دهند و به دنبال زياده خواهي هاي خود از هر اقدامي براي داشتن امكانات بيشتر رفاهي دريغ نمي كنند.بايد الگوهاي زندگي متوسط و آبرومند در جامعه تعريف شود و حداقل امكانات براي مردم فراهم شود تا بهانه آن دسته از افرادي كه به دليل مسائل مالي به اين كار روي مي آورند، از بين برود.بسياري بر اين اعتقادند بهترين راه حل براي بررسي پديده زنان خياباني ايجاد اشتغال و كسب درآمد از طريق راه هاي مشروع و متعارف است.بايد نهادها و سازمان هاي مرتبط با آسيب هاي اجتماعي خود را با مسائل و مشكلات اين افراد درگير كنند تا بتوانند از گرايش افراد بيشتر به اين گونه كارهاي ضد اخلاقي جلوگيري كنند.يك كارشناس درباره مسائل زنان خياباني مي گويد:” رسيدگي به مسائل و مشكلات زنان خياباني از ابعاد فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي قابل بررسي و پيگيري است.هر گونه اقدام در زمينه برخورد با زنان خياباني نيازمند داشتن برنامه هاي كارشناسي شده است و تنها با اظهار نظر نمي توان در اين خصوص اقدام كرد.شايد برخي از اقدامات قهرآميز قضائي براي مدت كوتاهي بتواند راه حل مقابله با اين پديده باشد ولي به طور يقين نمي تواند نتيجه اي پايدار و ماندگار داشته باشد.شوراي اجتماعي كشور مي تواند با جديت بيشتري وضعيت زنان خياباني را مورد ارزيابي و رسيدگي قرار دهد.اينكه مسائل اقتصادي و مسائل فرهنگي چقدر در پيدايش زنان خياباني موثر است نيازمند ارزيابي دقيق و طولاني مدت دارد و اين موضوع در مدت زمان كوتاه قابل بررسي نيست. ارائه راه حل هاي مناسب و ماندگار در زمينه رسيدگي به آسيب هايي اجتماعي بخصوص پديده زنان خياباني نيازمند داشتن ديدگاه هاي اساتيد و صاحب نظران جامعه شناسي است”.


ادامه مطلب
: مرتبه
[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 18:41 ] [ ندا کاردان زیرک ]

در یکی از سفرهای ناصرالدین شاه به روستای امامه از قرای لواسان او با دختری دهقان‌زاده آشنا برخورد کرد که اسمش فاطمه بود. وی با وجود صغر سن به سوالات شاه جوابهای مناسب داد. هوش و درایت دختر مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت و او را با خود به حرمسرا برد و به سوگلی محبوبش جیران سپرد. طی سالیان بعد پس از مرگ جیران، کلیه اموال او به فاطمه داده شد و در سفر سلطانیه (1276ق) به عقد پادشاه درآمد. هوش و درایت این تازه وارد قدرت و نفوذش را در حرمخانه سلطنتی افزایش داد و طینت پاکش او را به کسب لقب انیس‏الدوله رهنمون ساخت. بنابه گفته اعتمادالسلطنه یکی از مورخان آن عصر وی زنی پاکدل بود و در مواقع ضروری غضب شاه را فرو می‏نشاند و همواره از بیچارگان حمایت می‏کرد و خود را دور از مردم نمی‏دانست. در هر حال مورد توجه و علاقة شاه واقع شد و سوگلی مخصوصش گشت. به طوری که انیس‏الدوله زن حرمسرای شاهی بود که مفتخر به دریافت نشان حمایل آفتاب 1 گشت. این نشان در فرنگ به ملکه‏ها اعطا می‏گشت و چون او جشن تولد مفصلی برای شاه ترتیب داده بود که خارج از حد تصور بود، شاه این نشان را به او بخشید. از آن به بعد اداره امور حرفخانه شاهی و برقراری حفظ و تعادل زنان اندرونی و ادارة آنان برعهده انیس‏الدوله قرار گرفت. علاوه بر این، مسئولیت پذیرایی از کلیه میهمانان خارجی زن در کلیه مراسم جزو وظایف انیس‏الدوله قرار گرفت. او حتی در پاره‏ای از مسائل مملکتی مورد مشورت شاه قرار می‏گرفت و عرایض مردم را به عرض شاه می‏رسانید و وساطت آنان را می‏نمود. 2


انیس‌الدوله در اعیاد و میهمانیها در حالیکه نیمتاج بر سر و غرق در نشانها و جواهراتی بود که شاهان کشورهای خارجی برایش فرستاده بودند از زنان اعیان و اشراف و شاهزادگان پذیرایی می‏نمود. 3


اما همین زن قدرتمند هنگامی که مردم ایران در برابر امتیاز رژی مخالفت کرده و علما تنباکو را تحریم نمودند در مبارزه مردمی علیه سیستم استبدادی شرکت کرد و با وجود دستورات اکید شاه با ایمان کامل به مخالفت با امتیاز تنباکو پرداخت. در آن زمان زنان به پیروی از علما در صف اول مبارزات قرار گرفته بودند و با روبنده‏های سفید، پیچه و چادر در جلوی صف تظاهرکنندگان قرار داشتند. آنان یا علی و یا حسین گویان به بستن دکاکین تنباکوفروشی می‏پرداختند و کلیه آلات و ادوات آن را نابود می‏ساختند و با صدای بلند می‏گفتند: ای شاه باجی، شاه باجی سبیلو، ای لا مذهب ما تو را نمی‏خواهیم، ای خدا می‏خواهند دین ما را ببرند، علمای ما را بیرون کنند و عقدمان را فرنگیان ببندند، اموات ما را فرنگیان دفن کنند و بر جنازه ما فرنگیان نماز بخوانند. 4 شدت این تظاهرات به حدی بود که در بسیاری از شهرها تعدادی از تظاهرکنندگان دستگیر و زندانی شدند. در تهران دستور تیراندازی صادر شد و عده‏ای کشته و جمعی مجروح بر جای ماند.


به دنبال این جریانات مبارزه منفی شروع شد و مردم با وجود تعلق خاطری که به مصرف توتون و تنباکو داشتند مغازه‏های خود را بستند و تمامی غلیان‏ها را برچیدند و نه تنها در شهر بلکه در اندرون شاهی نیز هیچ کس لب به دخانیات نمی‏زد. تمام قهوه‏خانه‏ها و ادارات دولتی استعمال توتون و تنباکو را کنار نهادند.


در حرمخانه سلطنتی نیز انیس‏الدوله سوگلی و ملکه قدرتمند حرمسرای شهی غلیانها را جمع کرد. هنگامی که شاه مطلع شد و علت آن را پرسید، انیس‏الدوله گفت : به دلیل آنکه حرام شده آن را جمع کردیم. شاه متغیر شد و گفت چه کسی حرام کرد؟. انیس‏الدوله گفت : همان کسی که ما را بر تو حلال کرده است! شاه متغیر شده و چیزی نگفت و برگشت و به فاصله چند روز امتیاز رژی را ملغی نمود. بدین ترتیب انیس‏الدوله ملکه و سوگلی ناصرالدین شاه با وجود قرار گرفتن در محیط بسته حرمسرا از همراهی و همکاری با مردم خودداری ننمود و به ایفای نقش مهمی در پیروزی نهضت تنباکو پرداخت. 

 _______________________________________

 1. اعتمادالسلطنه. روزنامه خاطرات. ص 115، 596، 377-376.

2. ابوالقاسم تفضلی. انیس‏الدوله و روستای امامه. ص 104-103.

3. دوستعلی معیرالممالک. یادداشتهایی از زندگانی ناصرالدین شاه. ص 105.

4. ابراهیم تیموری. اولین مقاومت منفی در ایران. ص 104-102. 

 

نیلوفر کسری، نشریه الکترونیکی زنان

: مرتبه
[ سه شنبه دهم آبان 1390 ] [ 17:50 ] [ ندا کاردان زیرک ]
: مرتبه
[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 15:56 ] [ ندا کاردان زیرک ]

تلقيح مصنوعي در انديشه فقهي ـ حقوقي و موافقان و مخالفان آن

سرور ميرهاشمي

پژوهشگر

چكيده

اميد به بقا و ادامه نسل براي انسانها فطري است. اين امر در حقيقت يك نوع كمال براي او محسوب مي‌شود. امروزه پيشرفت‌هاي علمي سبب شده است كه بسته شدن نطفه انسان و ديگر حيوانها، از غير راه شناخته شده (آميزش) امكان پذير گردد؛ لقاح مصنوعي يعني لقاح خارج از رحم، يا توليد انسان بيرون از رحم، بدون آميزش مشروع يا نامشروع و همچنين توليد درون رحمي انسان، از طريق كاشتن يا تلقيح، از مسائل نو‌خاسته‌اي است كه به اقتضاي پيشرفت زمان و دگرگوني‌هاي علمي مطرح شده است. با توجه به اين پيشرفتها، مقاله حاضر به تحقيق درباره گونه‌هاي باروري و حكم شرعي آنها مي‌پردازد؛ مشروعيت موضوع فرزنددار شدن با دخالت عامل سومي به صورت اسپرم بيگانه يا تخمك بيگانه يا رحم بيگانه را با عنايت به آيات، روايات، اصول و قواعد فقهي مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد و به جمع‌بندي موضوع از ديدگاه فردي و احوال خصوصي افراد و ديدگاه حكومتي و نظام اجتماعي دست مي‌يازد.

واژگان كليدي

باروري پزشكي، تلقيح مصنوعي، انتقال جنين، نطفه، تخمك

 

تاريخچه تلقيح مصنوعي

تلقيح مصنوعي به شكل علمي پديده‌اي نسبتاً جديد و زاييده دانش امروزي بشر است. اين پديده موانع بارداري را مرتفع كرده، در توليد نسل كمك شايسته‌اي به انسان عرضه مي‌دارد. دانش پزشكي از مدتي قبل اين توان را پيدا كرد كه به‌ وسيله تلقيح مصنوعي بسياري از نواقص و عيوب زن و مرد را در توليد نسل جبران كند. اين عمل (تلقيح مصنوعي) بدواً به منظور اصلاح نژاد و تكثير نسل حيوانات اهلي به كار گرفته شده بود. اولين آزمايش را يكي از دانشمندان آلماني به نام «لدويگ جاكوبي»[2] در سال 1765 ميلادي روي ماهي‌ها انجام داد (صفايي، 1376، ص 99) و سپس در ايتاليا و بعداً در روسيه تلقيح مصنوعي روي حيوانات انجام گرفت و كم‌كم به انسان نيز تعميم يافت. دانشمندان در سال 1799 در انگلستان، در سال 1866 ميلادي در ايالات متحده آمريكا در سال 1868 در فرانسه و در بيمارستان زنان «نيويورك سيتي» آزمايش‌هاي خود را انجام دادند. ده سال بعد يكي از دانشمندان فرانسوي گزارش داد از بين 72 زني كه تلقيح مصنوعي روي آنها انجام گرفته، 41 مورد پاسخ مثبت يافته و بارور گرديده‌اند. از آن سالها به بعد اين موضوع توجه علما و دانشمندان را به خود جلب كرد.

در سال 1914 ميلادي يكي از اطباي انگليسي مقيم مصر موسوم به دكترجاميسون[3] شنيده بود كه در ميان بدويان طريقه‌اي براي معالجه زنان عقيم وجود دارد كه گاه منجر به آبستن شدن زنها مي‌شود و گاهي اين گونه زنان مي‌ميرند. اين اتفاق پزشك انگليسي را به فكر فرو برد و در اثر بررسي‌هاي فراوان دريافت كه زنان بدوي به قطعه‌اي از پشم حيوانات نظير گوسفند افسون مي‌خوانند و آن را به زن نازا مي‌دهند تا به رحم خود بمالد و معتقد بودند كه زن با اين روش يا حامله مي‌شود و يا مي‌ميرد.

اين مطلب باعث شد كه پزشك انگليسي تحقيقات دقيقتري انجام دهد و سرانجام دريافت كه زنان بدوي پشم را به نطفه مردان آغشته كرده و سپس آن را به زن عقيم مي‌دهند تا آن را استعمال نمايد كه علاوه بر نطفه مقدار زيادي از ميكروب‌هاي مضر موجود در پشـم وارد رحم زن مي‌گرديـد؛ اگـر آن زن داراي بنيـه قـوي بـود در مقابـل ميكروبها مقاومت مي‌كرد و الا از پا در مي‌آمد و مي‌مرد.

اين موضوع دكترجاميسون را به فكر انداخت كه به‌ وسيله تلقيح مصنوعي و از راه صحيح علمي كار صحرانشينان و جادوگران را به نتيجه برساند و با تكنيك موجود تلقيح مصنوعي زنان را انجام دهد و به‌ وسيله آلات مصنوعي و لوله آزمايش، نطفه مرد را به رحم زن منتقل نمايد تا به اين وسيله خانواده‌هاي فراواني را كه در اثر نداشتن فرزند، به متلاشي شدن تهديد مي‌گرديدند نجات دهد. او در اين مراحل گاهي به علت بي‌ثمر بودن اسپرم شوهر از نطفه مرد بيگانه استفاده مي‌كرد.

رواج تلقيح مصنوعي در انگلستان و هجوم زنان بي‌فرزند به بيمارستان‌هاي لندن موجب شد كه موضوع تلقيح مصنوعي در بين عوام انگلستان مطرح، وزير بهداري استيضاح و دولت تخطئه گردد. علت مخالفت مجلس اين بود كه چرا اين گونه افراد مانند اطفال قانوني، طبيعي و شرعي به ثبت مي‌رسند و شناسنامه براي آنها صادر مي‌شود. با وجود اعتراض‌هاي مذكور از تلقيح مصنوعي جلوگيري نشد و امروزه در انگلستان اطفال ناشي از تلقيح مصنوعي به طور چشم‌گير مشاهده مي‌گردد.

در پاره‌اي از كشورها تلاش بر اين بود كه از اشاعه اين رويه غير طبيعي جلوگيري به عمل آيد. در كشور ايتاليا و در شهر واتيكان، پاپ رهبر كاتوليكهاي جهان تلقيح مصنوعي را تحريم كرد؛ ولي بعضي از كشورهاي اروپايي و آمريكايي تلقيح مصنوعي را مباح دانستند. امروزه در ممالك متحده آمريكا با وجود مخالفت‌هاي فراوان، تلقيح مصنوعي رواج دارد و پزشكان فرانسه در صورت توافق زن و شوهر اقدام به تلقيح مصنوعي مي‌نمايند.

در احكام اسلام، موضوع تلقيح مصنوعي به ترتيبي كه امروز از جهت علمي و عملي مطرح است، سابقه نداشته است؛ بنابراين، عنوان «تلقيح مصنوعي» را در متون و منابع اسلامي و در اخبار و احاديث صدر اسلام نمي‌توان يافت تا به صورت منصوص مستندي در تأييد يا رد آن ارائه كرد؛ ولي در زمينه حامله شدن زن از زن ديگر به وسيله مساحقه و همجنس بازي كه بعضاً اين عمل باعث حامله شدن زن مورد مساحقه مي‌شده و همچنين در زمينه عمل ناشي از تفخيذ[4] كه سبب حامله شدن زن مي‌گرديد مصاديق و احكامي را مـي‌توان ارائه كـرد كـه بـا تلقيح مصنوعي مشابهـت دارد، امـام خمينـي در  تحريرالوسيله اين ‌گونه مي‌فرمايد:

«سحق عبارت از اين است كه زن با زن وطي نمايد؛ ثابت مي‌گردد به‌ وسيله آنچه كه لواط به آن ثابت مي‌شود و حد آن صد جلده است. به شرط بلوغ و عقل و اختيار محصنه باشد يا نه و بعضي گفته‌اند در محصنه رجم است و بين فاعله و مفعوله و كافره و مسلمه فرقي نيست.

اگر مرد زوجه‌اش را وطي كند سپس اين زن، با دختر باكره‌اي مساحقه نمايد و اين فرد بكر، حامله شود، پس فرزند مال وطي كننده و مرد صاحب نطفه است. و اين صبيّه بعد از وضع حملش در صورتي كه موافق بوده، به يك صد جلد (تازيانه) محكوم مي‌شود و فرزند هم به او ملحق مي‌شود و بعد از رفع بكارت از او، مهرالمثل زنهاي هم سن و سالش را دارد. و اما زن، پس تحقيقاً وارد شده كه او رجم دارد» (موسوي الخميني،1380، ج 4، ص 21).

 حكم باروري از طريق مساحقه

درباره مساحقه و آثار آن حديثي است كه مفاد آن به طور خلاصه چنين است: ابا جعفر و ابا عبدالله(ع) مي‌گفتند حضرت امام حسن (ع) در مجلس پدرش حضرت علي(ع) حضور داشت كه عده‌اي وارد شدند.

آنها مي‌خواستند مسأله‌اي را از حضرت علي(ع) سؤال كنند. به علت عدم حضور آن حضرت در مجلس، مسأله را به حضور امام حسن مجتبي (ع) مطرح كردند. آن مسأله چنين بود كه مردي با زن خود جماع كرده و زن در همان حالت با دختر باكره‌اي مساحقه نموده است و در نتيجه‌ اين عمل، نطفه از رحم زن وارد رحم دختر گرديده و دختر حامله شده است. تكليف چيست؟حضرت امام حسن(ع) فرمودند كه مهر دختر باكره را بايد از زن گرفت و به دختر داد. زيرا طفل حاصل از اين مساحقه از رحم دختر خارج نخواهد شد مگر با ازاله بكارت وي؛ سپس زن را چون محصنه بوده، بايد رجم كرد و پس از آنكه طفل متولد گرديد، اين طفل به صاحب نطفه تحويل مي‌گردد و دختر مزبور را بايد تازيانه زد.

 نظير اين خبر در كتاب قضاوت‌هاي حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) نقل گرديده است (محلاتي، بي تا، ص169-170).

مشابه اين خبر را همچنين اسحاق ابن عمار از حضرت امام صادق(ع) نقل كرده است[5] (الحرالعاملي، 1390ه‍، مبحث سوم من ابواب اسحق و القياده در كتب فقهي هم در باب مساحقه، فقيهان به همين روايت استناد جسته‌اند و اين بحث را در ذيل موضوع مساحقه مطرح نموده‌اند.

اگر بعد از وطي زوجي با زوجه‌اش، زوجه با دختر باكره‌اي مساحقه كند، حمل دختر باكره كه متولد مي‌شود ملحق به زوج است، زيرا او از آب اسپرم مرد خلق شده است (شهيد ثاني، 1375، ص264).

در زمينه طفل ناشي از تفخيذ كه بدون مواقعه در رحم زن و در اثر ماليدن ران به ران حاصل مي‌شود يا با مالش ران مرد يا ران زن و حدوث انزال و ورود اسپرم در رحم زن به وجود مي‌آيد نيز سابقه‌اي در اسلام وجود دارد كه در اين صورت فرزند حاصل از تفخيذ متعلق به مرد است.

بعضي گفته‌اند اين عمل نيز شباهت زيادي با تلقيح مصنوعي دارد و عمل زن و مرد زنا محسوب نمي‌شود و براي تفخيذ مجازاتي غير از عمل زنا در نظر گرفته شده است و مجازات آن همان حد سحق (صد تازيانه) است (صمدي اهري، 1382، ص.۱۷).

با توجه به نكات عنوان شده ملاحظه مي‌شود كه باروري زن از راه غير طبيعي و بدون مواقعه جنسي عملاً در اسلام تحقق يافته و فرزند ناشي از اين لقاح مصنوعي در حدود ضوابط زمان خود آثاري به وجود آورده كه به هرحال طفل ناشي از آن به صاحب اسپرم ملحق گرديده است.با توجه به پيشرفت علوم و فنون و پيدا شدن مسائل جديد نظير تلقيح مصنوعي در بين فقهاي اماميه و ساير فرق اسلامي اين گونه مسائل خصوصاً مسأله تلقيح مصنوعي به شكل علمي مطرح گرديده و منجر به نظريات متفاوتي شده است كه اكنون به بحث مفصل آن مي‌پردازيم[6] (امامي، 1349، ص383).


ادامه مطلب
: مرتبه
[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 15:47 ] [ ندا کاردان زیرک ]
درباره وبلاگ

زندگی دیر زمانیست که آتشگونه عدالت را فریاد می زند.من در کجای این کره خاکی آهنگ عدالت سر خواهم داد! شاید فریاد من ناجی مظلومان است!! پس برایشان با قلم آتشین می نویسم تا مرحمی باشد.

فریاد آتش